به این سکوت پایان دهید

car 2006 09oct1 به این سکوت پایان دهید

حسن داعی – فوروم ایرانیان

درحالیکه مذاکرات هسته‌ای وارد مراحل حساس شده، گروههای سیاسی و فعالین مدنی در خارج به سکوت غیر قابل توجیه خود در مورد برنامه هسته‌ای و بحت در مورد معامله پیشنهادی در ژنو و تأثیر مثبت یا منفی آن بر آینده رژیم و سرنوشت تک تک مردم ایران ادامه میدهند. این سکوت زمانی فاجعه بارتر میشود که اصلاح طلبان حکومتی در خارج، با امکانات رسانه‌ای بی‌پایان، از مواضع رژیم ایران دفاع میکنند

————————————————————————————-

دور جدید مذاکرات هسته‌ای بین جمهوری اسلامی و کشورهای ۱+۵ فردا در ژنو شروع میشود. همه ما میدانیم که نتیجه این مذاکرات روی روند تحریم ها، برنامه هسته ای ، سیاست‌های منطقه‌ای و در نتیجه سرنوشت تک تک ایرانیان و آینده کشور مان تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

اما به گروههای مدنی و سیاسی خارج از کشور نگاه کنیم. بندرت میتوان به تعداد انگشتان دست، مقاله و اظهار نظری در مورد فوائد یا ضررهای این معامله برای مردم ایران مشاهده کرد. البته از حق نگذریم، امثال اکبر گنجی و محمد سهیمی بیکار ننشسته اند و توطئه‌های صهیونیسم و امپریالیسم جهانی در ضایع کردن حقوق هسته‌ای رژیم ایران را بخوبی افشاء نموده اند.

سوال اینجاست که چرا گروههای سیاسی و فعالین مدنی و حقوق بشری در مورد برنامه هسته‌ای بحث و گفتگو نمی کنند. در داخل کشور، میتوان سکوت در مورد این برنامه را تا حدودی درک کرد زیرا سالهاست که سانسور شدیدی از طرف رژیم اعمال میشود و کسی جرئت سخن گفتن در باره برنامه هسته‌ای را ندارد. با اینحال، گهگاه، اینجا و آنجا کسانی پیدا میشوند که لب به سخن می گشایند.

بعنوان مثال، چند ماه پیش در ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ صادق زیبا کلام از سانسور شدیدی که در مورد برنامه هسته‌ای اعمال میشود زبان به شکایت گشود و مطلبی در سایت خود منتشر کرد که البته چند روز بعد آنرا حذف نمود. اما این مقاله هنوز در آرشیو خبر آنلاین موجود است. زیبا کلام میگوید:

“علیرغم اهمیت حیاتی موضوع هسته‌ای برای کشور، متاسفانه مسئولین قدغن کرده اند که هیچ مطلبی در خصوص برنامه هسته‌ای کشور که در جهت تائید و تصدیق سیاست‌های رسمی نظام نباشد، نه گفته شود و نه نوشته شود. بنده بارها و بارها یادداشت هایی نوشته‌ام که چون با سیاست‌های رسمی نظام در خصوص بحث هسته‌ای همخوانی نداشته، هیأت تحریریه آن روزنامه از چاپ آن خودداری نموده و در پاسخ به اعتراض بنده هم گفته اند که دستور صریح مسئولین است که هیچ مطلبی که در انتقاد از مواضع هسته‌ای ایران باشد، قابل چاپ نمی باشد. این سیاست فقط مربوط به دوران ریاست آقای دکتر سعید جلیلی بر شورایعالی امنیت ملی نبوده، قبل از مشار الیه و در زمان ریاست دکتر علی لاریجانی بر شورایعالی امنیت ملی هم همین وضعیت وجود داشت. ایضا در زمان ریاست دکتر حسن روحانی در دوران اصلاحات هم همین سیاست اعمال می شد. یعنی در زمان اصلاح طلبان هم نوشتن پیرامون موضوع هسته‌ای مجاز  نبود.

چند سال پیش هم مصطفی تاجزاده دبیر کل حزب مشارکت در یک مناظره علنی که در آدرماه ۱۳۸۵ در دانشگاه گرگان با الیاس نادران سردار سابق سپاه و نماینده مجلس رژیم داشت زبان به شکایت گشود و گفت:

“متأسفانه بحث در ابعاد پرونده هسته‌ای که می‌تواند زندگی حال و آینده تک‌تک ایرانی‌ها را تحت تاثیر قرار دهد و حتی استقلال و یکپارچگی سرزمین ایران را آسیب‌پذیر کند، به دلیل تصمیم غلط شورای عالی امنیت ملی، در رسانه‌های عمومی ممنوع شده است. یعنی با مهم‌ترین مساله‌ای که می‌تواند تاثیرات جدی بر سرنوشت فرد فرد ما داشته باشد، مواجهیم و نه تنها رادیو و تلویزیون دیدگاه‌های مختلف را مطرح نمی‌کند و در این مورد به بحث نمی‌پردازد، بلکه رسانه‌های مکتوب نیز از بحث درباره این مساله سرنوشت ساز منع شده‌اند 

 

صد رحمت به سکوت

حال به خارج از کشور برگردیم که هموطنان به سکوت غیر قابل توجیه خود در مورد برنامه هسته‌ای ادامه میدهند. اما بنظر میرسد که این سکوت از خیلی از سخن گفتن‌ها مفیدتر است. بعنوان مثال عده زیادی که خودشان را “طیف گسترده‌ای از منتقدان فرهنگی، سیاسی و مدنی ایرانی” معرفی میکنند، نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهور فرانسه نوشته و از وی ایراد گرفته اند که چرا مانع معامله غرب با رژیم ایران شده است. امضاء کنندگان مزبور که در داخل و خارج و وابسته به اصلاح طلبان حکومتی هستند توضیح نمی دهند که آیا این معامله که از محتوای آن کمتر کسی باخبر است، برای مردم ایران خوب است یا برای رژیم؟ اینکه تحریم‌ها یک سال دیگر ادامه خواهند یافت و رژیم هم میتواند با افتخار به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد خوب است یا بد؟ اصولا اینکه رژیم توان تولید بمب اتم داشته باشد و درنتیجه، کشورهای منطقه وارد مسابقه تسلیحانی شوند برای مردم ایران و نسل‌های آینده کشور خوب است یا بد؟ آیا توان هسته‌ای دست رژیم برای دخالت در منطقه را افزایش نمی دهد؟ آیا نفوذ منطقه‌ای رژیم عمر این حکومت را طولانی تر نمی کند؟

مگر غیر از این است که با انجام این معامله، مردم ایران هم چوب را میخورند و هم پیاز؟ زیرا هم تحریم‌ها ادامه می یابد، هم رژیم توان تولید سلاح را حفظ میکند و از آنجا که قرار است در یک سال آینده به توافق نهائی با غرب برسد به شریک آمریکا و اروپا تبدیل شده و این کشورها با ابراز حسن نیت مداوم به رژیم، تلاش میکنند تا مبادا ولی فقیه دل آزرده شده و شانس معامله احتمالی از بین برود. در نتیجه، نظام ولایت فقیه، با خیال راحت به نقض حقوق بشر ادامه میدهد؟ مگر در همین سه ماهی که روحانی آمده و آب از لب و لوچه غرب برای معامله راه افتاده، دست رژیم برای کشتار بازتر نشده است؟

بهمین دلیل نیز، درحالیکه دولت‌های بزرگ در مقابل موج اعدام و سرکوب در ایران خفقان گرفته اند، امروز که بمبی جلوی سفارت رژیم در لبنان منفجر شده، جان کری و دیوید کامرون با عجله به صحنه آمده و با محکوم کردن این عمل ترورویستی، با رژیم ایران همدردی میکنند.

شگفت آورتر از نامه این باصطلاح روزنامه نگاران اصلاح طلب، برخورد شیرین عبادی با مسئله هسته‌ای است. چند هفته پیش، ایشان و چند سازمان حقوق بشری، یک کمپین جدید (فعلا درحد حرف) برای گفتگو در مورد برنامه هسته‌ای براه انداخته اند. به گفته رادیو صدای آلمان: “در بیانیه این کمپین تاکید شده که زمان مناسب برای پرداختن به موضوع انرژی هسته‌ای و طرح یک گفت‌و‌گوی ملی درباره آن همین امروز است. سپس این کمپین از تمامی دست اندرکاران و فعالان سیاسی و مدنی و نیز رسانه‌ها درخواست کرده که بحث و گفت‌و‌گو درباره این سوالات را در برنامه خود قرار دهند تا انرژى هسته‌اى از «تک گویى دولت‌مردان» خارج شده و گفت‌و‌گو‌هاى تخصصى پیرامون آن شکل بگیرد.”

شیرین عبادی در گفتگوی دیگری با سایت روز، اهداف این کمپین جدید را توضیح داده است. طبیعتا این خبر خوبی است زیرا شیرین عبادی سالیان دراز در خارج از کشور به مدافع سینه چاک برنامه هسته‌ای رژیم ایران تبدیل شده بود و با چاپ مقاله و ایراد سخنرانی، از این پروژه دفاع میکرد. در همین راستا، ایشان درمقاله ای که بهمراه محمد سهیمی نوشت، از برنامه هسته‌ای رژیم دفاع کرد و گفت: “اکثریت مردم ایران طرفدار برنامه هسته‌ای هستند زیرا نه تنها این برنامه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است بلکه به نشانه غرور برای ملتی با تمدن پرافتخار تبدیل گردیده است.”

اما بنظر میرسد که این کمپین جدید نیز نه تنها دردی از مشکل مردم ایران حل نمی کند، بلکه شیرین عبادی تصمیم گرفته است با توجه به نگرانی دوستان ایشان و با درنظرگرفتن مذاکرات ژنو و اینکه نباید خدای ناکرده موضع رژیم در مذاکرات تضعیف شود، یک مقاله در حمایت از برنامه هسته‌ای منتشر کند. عبادی میگوید:

“چند نفر از افرادی که بیانیه (راه اندازی کمپین) برای آنان ارسال شده بود هم از امضای آن‌ خودداری کردند…  من شخصاً همه آنها را می‌‌شناسم و در آزاد اندیشی‌ و دلسوزی آنان کوچکترین تردیدی ندارم. دغدغه این چند نفر آن‌ بود که زمان انتشار این بیانیه مناسب نیست و ممکن است که به روند مثبت مذاکرات هسته ای‌ ایران با گروه ۵+۱ صدمه بزند. آنان واهمه داشتند مبادا سخن گفتن از انرژی هسته ای‌ موجب تضعیف موقعیت مذاکره کننده ایرانی شود و در نتیجه سیاست خارجی دولت با شکست مواجه شود… برای رفع نگرانی‌ دوستانی که دغدغه تاثیر در روند مثبت مذاکرات دولت ایران و ۵+۱ را دارند، اولین هفته و همزمان با انتشار این بیانیه مقاله ای‌ تحت عنوان “انرژی هسته ای‌ نیاز امروز ضرورت فردا” اثر تحقیقی آقای کاظم غریب آبادی که قبلا در شماره نهم نشریه اقتصاد؛ «بررسی‌های اقتصاد انرژی » چاپ شده است، مجددا در سایت مرکز درج می‌‌شود و مطالعه آن‌ را به همگان توصیه می‌‌کنیم.”

خدا را شکر که این کمپین براه افتاد. اگر دوستان فعال دراین کمپین صلاح میدانند، یک تیم ورزیده ماساژ کمر برای رفع خستگی جواد ظریف به ژنو ارسال کنند.

به ما مربوط است

اما اگر از شیرین عبادی و اصلاح طلبان حکومتی داخل و خارج بگذریم، وظیفه تک تک ایرانیان سخن گفتن در مورد این پروژه ضد ملی است. برنامه هسته‌ای رژیم ایران، که در بیست و پنج سال گذشته با صرف منابع عظیم اقتصادی دنبال گشته است، یکی از مهترین پروژه‌های حکومتی است که مردم ایران هیچ اطلاعی از ابعاد، هزینه‌ها و اهداف آن ندارند. این برنامه که عمدتا روی غنی سازی اورانیوم بنا شده است، در فقدان نیروگاه هسته ای، اهداف نظامی داشته و تنها برای دستبابی به سلاح هسته‌ای قابل توجیه می باشد. ماهیت برنامه هسته‌ای رژیم و سیاست خارجی رادیکال آن که بر صدور تروریسم و هژمونی منطقه‌ای بنا شده، دلیل اصلی تحریم‌های بین المللی، انزوای دیپلماتیک و خسارت‌های جبران ناپذیر بر سرمایه‌های مادی و انسانی ایران است. برنامه هسته ای، فاجعه‌ای مهیب تر و مخرب تر از جنگ هشت ساله با عراق است که زیان‌های ناشی از آن را نسل‌های کنونی و آینده کشور متحمل خواهند شد.

راه حل ایدآل برای ایرانیان، توقف فوری و کامل غنی سازی در کشور، شناسائی و پایان دادن به طرح‌های رژیم ایران درزمینه تولید سلاح هسته ای، جلوگیری از نفوذ رژیم ایران در منطقه، حضور نظامی و کشتار در سوریه، دخالت در عراق، تقویت ارتش حزب الله، اشاعه تروریسم منطقه‌ای و جهانی رژیم میباشد. تنها از این مسیر است که تحریم‌های بین المللی برداشته خواهند شد، راه همزیستی مسالمت آمیز با جهان و رشد اقتصادی، رفاه و دموکراسی در کشورمان فراهم میگردد.

This entry was posted in armando96 and tagged . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s