!صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی “حامی‌ ناقضین حقوق بشر” در لباس روشنفکر

قبل از اینکه ویدیو روشنگرانه را در متن ببینیم همانطور که شاید شنیده باشید ابراهیم نبوی در توجیه مصاحبه اش با برنامه افق صدای آمریکا مثل همیشه دست به دروغ پردازی، انکار و فرار به جلو نموده است! او با وقاحت میگوید: ”در جایی از گفتگو من چنین گفته ام « افرادی که حتی به فتنه ۸۸ کار نداشتند……» منظور روشن و مشخص من از واژه فتنه ۸۸ بیان طنز آمیز(!) واژه فتنه از سوی حکومتی ها و دادستانی است.” و با بیشرمی ادامه میدهد که: ” در برنامه گفته ام که « از دهه شصت سی سال گذشته است، دیگر کسی یادش نیست. یارو می گه سال ۶۷ رو به یاد بیارید، من می گم سال ۶۸ که آقای خمینی مرحوم شد کسی یادش نیست، شما اصلا یاد کسی نیار آن سالها را، ولش کن. تمام شد.» در تاکید من مبنی بر اینکه گذشته را به یادنیاوریم، بیش از اینکه سال ۶۷ مورد نظرم باشد، شخص آیت الله خمینی(!) مورد نظرم بود.” و در پستی دیگر معترضان به سخنانش در برنامه افق را ”افراد بی نام و نشان” (!) ،”اراذل و اوباش” (!)،”افرادی تازه از راه رسیده” (!)،”بی شناسنامه” (!)،”مزخرف گو” (!)،”کسی که می خواهد از مواضع مجاهدین دفاع کند” (!) و”مجاهد وامانده” (!)نامید! به راستی زبان از این همه وقاحت و بیشرمی ابراهیم نبوی عاجز است. یکی نیست به او بگوید پس برای طنز (!) برای اعتراض های مردمی به دیکتاتوری، همانند خامنه ای و طائب از واژه ” فتنه ۸۸” استفاده کردی؟! عجب! پس دریده شدن قلب ندا آقا سلطان با شلیک مستقیم ،حمله شبانه به کوی دانشگاه و مجتمع های مسکونی، تجاوز به دختران هموطن مسلمان خود در زندان ها، شکنجه جوانان هموطن خود بطوریکه که تعدادی همانند :محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر و … در زندانهای کهریزک و اوین کشته شدند,مردم را از بالای پل به پایین پرت نمودن و با ماشین نظامی از روی بدن هموطنانشان که در راهپیمایی شرکت کرده بودند رد شدن و دانشجویان، کارگران، فعالان صنفی، فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران ، وکلا و آزادی خواهان را زندانی و سرکوب نمودن و کشتار هموطنانمان همانند کیانوش آسا، محمد مختاری، سهراب اعرابی، صانع ژاله و … که بسیاری از آنها با بدن های گلوله خورده زیر خروارها خاک آرامیده اند و خانواده ها یشان هنوز داغدار جوانهایشان که در راهپیمایی سکوت شرکت کرده بودند هستند را میشود برای طنز (!) همانند خامنه ای و طائب ” فتنه ۸۸” نامید! آنهم در یک برنامه جدی که با صورتی برافروخته در حمایت از نظام با عصبانیت صحبت میکردی و مخالفان نظام را دشمن کشور نامیدی!عجب! پس چرا برای خمینی از واژه های طنزاستفاده نکردی؟! و بسیار با احترام از خمینی نام بردی! مگر حرمت نام خمینی از شهدای جنبش آزادی خواهی بیشتر است؟! و بعد راجع به هموطنانی که راجع به جنایات سال ۶۷ (اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷) صحبت میکنند با بی ادبی از واژه ” یارو” (!) استفاده کردی؟!

۱) پس به هر فردی که به سخنان چندش آور شما و کتمان و سعی در پنهان نمودن دهه شصت اعتراض میکند همانند حسین طائب و نقدی و بازجویان سپاهی که به میلیون ها هموطنمان در اعتراض های به دیکتاتوری برچسب فتنه گر و مجاهد میزنند شما هم به منتقدان خود برچسب مجاهد میزنید!،عجب! یعنی بانو اختر قاسمی مجاهد است؟! بانو شادی امین مجاهد است؟! بانوشبنم اسداللهی مجاهد است؟! و هزاران هموطنی که در صفحه ها اجتماعی به حرف های مشمئز کننده شما اعتراض کردند و از جمله تمام کامنت های هموطنامان زیر لینک ویدیو سخنان شرم آور شما در صفحه فیسبوک افق که بیش از ۹۰ درصد آنها به سخنان وقیحانه شما اعتراض کردند مجاهد هستند؟! راستی آمار برنامه افق درباره تمایل بازگشت به ایران که شما اول برنامه به آن مینازید و پز میدادید دیدید که چگونه پس از سخنان قلدرانه شما تغییر کرد.

Davar 2 !صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی حامی‌ ناقضین حقوق بشر در لباس روشنفکر

 

۲) اینکه با این فضاحت و دست و پا زدن مثل همیشه سعی در انکار سخنانتان و فرافکنی دارید بر همه آشکار شده است وسخنان بی شرمانه شما در ارتباط با فراموش نمودن دوران دهه شصت ( دوران سیاه اعدام های دهه شصت) و از یاد بردن نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی بویژه در اعدام های فله ای هزاران هموطن زندانی سیاسی در سال ۶۷ به هیچ عنوان قابل کتمان و قابل دفاع نیست.

۳) این اولین بار نیست که صحبت های شما در ارتباط با اعدام های هزاران هموطن زندانی سیاسی در سال ۶۷ رسانه ای شده است و چندی پیش فعالان کمیته دانشجویی بلژیک اعلام کردند که در جلسه ای در گردهمایی ۲۳ سپتامبر در بروکسل در جواب به اعتراض دانشجویان به سخنانتان درباره اعدام های سال ۶۷ با عصبانیت گفته بودید که: ””آنها در سالهای ۶۰ یه مُشت کمونیست بودن و باید می مردن و شما هم ۵% هستید و حقتون همونه” که دانشجویان کمیته دانشجویی بلژیک همان موقع در مقاله ای با عنوان «یک مشاهده، یک مشاجره» به انعکاس این حرف هایتان پرداختند که همان موقع هم مثل الان شما دست به فرافکنی و انکار پرداختید.

۴) نمیدانم چرا اینقدر علاقه به انکار واقعیات دارید اما به خوبی یادمان هست که درباره قتل عام سالهای ۶۷ گفته بودید که: «من در سال ۱۳۶۷ نویسنده بودم و به دلیل اینکه سه چهار سالی از سیاست بریده بودم، اصلا خبر این اعدامها را نشنیدم(!) و حتی تا سالهای بعد هم واقعیت آن را نمی دانستم.(!)» و البته پیش ترها هم چنین ادعایی را در یک میزگرد رادیویی با شرکت آقای رضا علیجانی (در رادیو فرانسه) کرده بودید و آقای رضا علیجانی (از زندانیان شاهد کشتار۶۷) در همان مصاحبه با تعجب در جواب می گویند که: ” هرکس در آن روزگار حداقل روزنامه خوان بوده، در جریان نامه های برکناری آقای منتظری در اعتراض به این قتل عام و مسائل مربوطه قرار گرفته بود. چگونه آقای نبوی میگویند که از این فاجعه بی خبر بوده اند!” و حال اینکه شما یکی از اعضای سردبیری مجله سروش طی سالهای۶۵ تا ۶۸ بوده اید و به خوبی در جریان اخبار روز بوده اید.

۵) شما همان کسی هستید که خامنه ای را معتدل ترین سیاستمدار نامیدید(!) و هنگامی که از شما پرسیده میشود که چرا آیت الله منتظری را معتدل ترین سیاستمدار نگفتی؟! طبق اصل درغگو کم حافظه است جواب میدهید که چون سال ۶۷ منتظری به اعدام زندانیان سیاسی اعتراض کرد و برای همین از سمت هایش عزل شد برای همین بین همه سیاستمداران خامنه ای را انتخاب کردم (!)

۶) آقای نبوی بیایید نظر شما درباره اعدام های زندانیان سیاسی سال ۶۷ را در نوشته مشمئز کننده تان در سال ۱۳۸۶ باهم بخوانیم که متوجه شویم شما همانند سخنان چندش آورتان در برنامه افق بیشرمانه از لزوم فراموش نمودن اعدام هزاران زندانی سیاسی سال ۶۸ سخن رانده اید و با وقاحت قاتل (حکومت اقتدار گرا) و مقتولان (هزاران زندانی سیاسی از طیف ها مختلف سیاسی) را یکسان جلوه داده اید و نوشته اید که: «البته یادمان نرفته و نمی رود که خشونت دهه شصت خشونت یک دولت یا حکومت ظالم با یک گروه مظلوم قربانی نبود، بلکه خشونت دو گروه علیه همدیگر بود که نیروی غالب نیروی مغلوب را بیشتر کشت و آزار داد و راند. طبیعتا آنکه قدرت غالب یافت ظلم بیشتری کرد.»(!) و با وقاحت ادامه داده اید که: «در ماجرای کشتار ۶۷ آنچه مهم است این است که موضوعی با این اهمیت در حافظه ملی مردمی که درایران زندگی می کنند، یا نسلی که امروز در ایران زندگی می کنند، اهمیت خودش را از دست داده است.(!) فاصله ما با آن کشتار دارد به عمر یک نسل میرسد.بسیاری از آنان که سالگرد قتل عام ۶۷ را هر سال برگزار میکنند، مشکل شان یادآوری فاجعه کشتار نیست(!)، بلکه تنها عمل سیاسی است که در طول سال انجام می دهند، تا به خودشان بگویند که هنوز هستند و زنده اند. در این میان بازی، رقابت سیاسی(!) برسر هیچ و پوچ(!) درجریان است.(!)» یعنی ابراهیم نبوی میخواهد کشتار سیستماتیک زندانیان سیاسی توسط حکومت را بی اهمیت جلوه دهد و این قتل عام را در حد رقابت سیاسی دو گروه! کاهش داده و قاتل و مقتول را یکسان جلوه بده و تشویق به فراموشی سپردن این جنایت ضد بشری میپردازد!

۷) آقای نبوی شما که خود را طناز میدانید و ادعا میکنید که به طنز واژه حکومتی ” فتنه ۸۸” را بکار بردی! پس چرا با چهره برافروخته سر مجری برنامه عربده میکشیدی که چرا اول برنامه را با مصاحبه با من شروع نکردی! و چرا راجع به دانشجویان و هموطنانی که به ایران رفتند و بازداشت و زندانی شدن اطلاع رسانی شده! و چنان با شدت و عصبانیت به تنها مهمان برنامه که برخلاف شما و آقای امیراحمدی که هواداران تابلو و پییشانی سفید باندهای قدرت حکومتی هستید حالا از اصلاح طلب سهم خواه گرفته تا دیگران مدافع جریان خاصی در حکومت نیست حمله کردید و اتهام دشمنی به ایران زدید که صدای ایشان بعنوان یک جامعه شناس رو درآوردید و ایشان گفتند که معلومه که شما میخواهید برگردید لحن و ادبیات شما داره مثل جمهوری اسلامی میشه.

بازگشت به ایران موضوع  برنامهٔ افق صدای آمریکا

۸) راستی آقای نبوی این ارقام و آماری که در برنامه افق گفتید را از کجاتون درمیاوردید؟! میشه اسم پنج تا از سی دی های موسیقی موفق ایرانی که در تهران یا هر شهر دیگه ای که بنا به ادعای شما یک میلیون و نیم! نسخه فروش کرده را نام ببرید! آیا میتوانید اسم چند کتاب فارسی نویسنده ایرانی چاپ شده اخیر در تهران (آنهم با این وضعیت سرانه مطالعه،سانسور شدید و گران بودن کاغذ برای چاپ بدون سوبسید) که ادعا کردید تیراژ صد وهفتادهزار دارند را ذکر کنید؟!

۹) آقای نبوی چه نازی میکردید با ۵۱ درصدی که وزارت کشور احمدی نژاد به عنوان آمار واجدین شرایط رای دادن به آقای حسن روحانی اعلام کرده بود! اونوقت فقط آمار ۶۳ درصدی که بار قبل وزارت کشور احمدی نژاد اعلام کرده بود دروغ بود؟!

۱۰) راستی آقای نبوی با وجود تبلیغات شبانه روز سنگین تنها تلویزیون و رادیویی که مجوز فعالیت در کشور دارد یعنی صدا و سیمای حکومتی برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات و تمام زوری که شما و دوستان اصلاح طلب سهم خواه حکوتی زدید بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیرآمار وزارت کشور دولت احمدی نژاد که صداقت و راستگویی آن را همه میدانیم چگونه است! از عدم شرکت ۱۵ میلیون هموطن واجد شرایط حکایت میکرد. حال چگونه شما سیاسیون مخالف نظام را در خارج از کشور حدود ۵ درصد! و ایرانیان مخالف حکومت(داخل و خارج از کشور) را ۷ درصد! که آنهم اعلام این ۷ درصد را درحالیکه آقای محمدی حرفی از این آمار نزدند به دروغ از قول ایشان بیان کردید؟!

۱۱) راجع به انتخابات یک مثال میزنم تا جریان انتخابات را بهتر متوجه بشید پس از مهندسی شورای نگهبانی که حداکثر اعضای آن ۱۲ نفر است و بیشتر آنها منصوب خامنه ای هستند و ریاست آنها عنصری به نام جنتی با ۸۷ سن است که برای جمعیت هفتاد میلیونی ایران تصمیم میگیرند و احتمال دارد در سالهای آینده بگویند بین علی فلاحیان با آن کارنامه سیاهش، سعید مرتضوی با آن جنایت هایش، مجتبی خامنه ای ( پسر خامنه ای) با آن خوی و منش وحشی گری و سرکوبگرانه اش و میثم خامنه ای (پسر خامنه ای) یکی را انتخاب کنید و مردم از ترس مجتبی خامنه ای و دیگران مجبور شوند شرکت کنند و میثم خامنه ای رییس جمهور شود آیا آنوقت علت انتخاب میثم خامنه ای به علت محبوبیت و گزینه دلخواه مردم بوده است؟!

۱۲) آقای نبوی دست شما برای ما و بسیاری از هموطنان رو شده است، شما چهار سال پیش هم گفته بودید که: ”می‌خواهم برگردم و به زندگی و کار در ایران ادامه بدهم. من حتی اگر اصلاح طلبان به قدرت باز نگردند هم به ایران برمی‌گردم. ظاهراً دادگاه برای تیرماه مرا احضار کرده است و من قصد ندارم قاضی عزیزم را معطل بگذارم اما اگر اصلاح طلبان به قدرت برگردند با خوشحالی بیشتری باز خواهم گشت.”(کد خبر: ۸۷۵۱۴-سایت آفتاب نیوز-طی گفتگویی که در شماره روز یکشنبه اعتماد منتشر شد-تاریخ انتشار: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۸) و شما ثابت کردید جمله: ”مرد هست و قولش” درباره ابراهیم نبوی صادق نیست و چهار سال از آن ادعا و سخن گذشته است و حال دوباره در بوق و کرنا کرده اید که میخواهم برگردم و دلیل بازگشت شما حال که هم پیاله گانتان به قدرت رسیده اند و برای رسیدن به موقع به سفره قابل فهم است.

۱۳) آقای نبوی الان هم بعد از چهار ماه تبلیغ برای بازگشت به ایران، مانند ۴ سال قبل، بازهم بازگشت را به تاخیر انداختید واین بار برای شش ماه! و برخلاف ادعایتان درباره تلاش برای بازگشت در بهار به ایران و برخلاف ژست ها و عربده زدن هایتان در برنامه و حرف هایتان درباره لزوم بازگشت به کشور و سعی در بزک کردن چهره جمهوری اسلامی بعد از برنامه با بیشرمی در صفحه خود نوشتید که: «خبردار شدم (!) که می خواهند به عنوان طعمه برای لطمه زدن به دولت روحانی(!) مرا مورد استفاده قرار دهند.(!) و واقعیت این است که نه از نظر سنی توانایی کتک خوردن دارم(!) و نه اصولا وضع روحی خوبی برای تنهایی کشیدن(!) و شکنجه های انفرادی دارم.(!)به همین دلیل در همین چند روز تصمیم گرفتم اول کتاب « کاوشی در طنز ایران» را که شش هفت ماهی(!) تمام می شود در آمریکا بنویسم. بعد بروم و ببینم چه می شود.»! و دوباره نشان دادید که یک شارلاتان سیاسی هستید.

۱۴) آقای نبوی فراموش نکردیم که با طرح ‌”اسب تروا” که شما تبلیغ کردید و توسط گروه اصلاح طلبان حمایت شد چطوری جوان ها را در ۲۲ بهمن به دام بسیجیان انداختید و بسیاری از بچه های فعال جنبش و لیدرها به راحتی دستگیر شدند و حکومت جمعیت مردمی را به نفع خود در ۲۲ بهمن مصادره کرد و اعلام ” شکست جنبش سبز” از رسانه‌‌های دولتی در بوق و کرنا شد و جو یأس و ناامیدی بر جنبش حکمفرما شد.

۱۵) آقای نبوی بیاد داریم پس ازسرکوب اعتراض های مردمی و استقرار محمود احمدی نژاد همان کسی که خامنه ای که هنوز هم رهبر است اعلام کرد نظرش به او نزدیکتر است پس از مدتی آمدید و در حمایت از احمدی نژاد در قالب تئوری جدید نوشتید که: ” اگر می شه از اشتباه افرادی که جنایت هم کردند گذشت، چرا نمی شه از اشتباه احمدی نژاد اگر واقعا تصمیم بگیره در کنار مردم باشه و مقابل دیکتاتوری بایسته نمی شه گذشت؟ من تا این لحظه معتقدم احمدی نژاد اشتباه کرده، خیانت کرده، جنایت کرده، از مرتضوی حمایت کرده، دلیلی اصلی سرکوب ها بوده و هزار چیز دیگه، ولی اگر خودش ثابت کنه در عمل که حتی بخاطر منافع شخصی خودش حاضره کنار مردم باشه و علیه استبداد بجنگه، ما هم باید ازش حمایت کنیم.(!) بنی صدر دقیقا همین رفتار احمدی نژاد رو با تفاوتی کرد (!) بنی صدر اومد به طرف مخالفان تندروی حکومت، احمدی نژاد هم داره می آد، بنی صدر در آغاز دائما حرف از فقرا می زد و بعدش رفت به طرف تبدیل شدن به رئیس جمهور خوش تیپ ها، این هم همین کار رو می کنه(!) و…”

۱۶) آقای نبوی به یاد داریم ابتدا به سمت خاتمی و بعد رفسنجانی و بعد روحانی به نوبت غش کردید و مقاله هایی نوشتید با عنوان: «آخرین مهره قدرتمند مردم در بازی «اصلاح» شمایید(محمد خاتمی)؛ قدرت نامزدی‌تان را باور کنید و بازی ایران‌سوزان را برهم بزنید» و« ده دلیل برای حمایت از هاشمی رفسنجانی» و بعد نوبت به اظهار ارادت به حسن روحانی شد و مقاله«آقای روحانی! ما طلبکارنیستیم، همراهیم»

۱۷) آقای نبوی فراموش نکرده ایم که چگونه به یکی از هموطنانمان به اسم ”هیوا” که در به اعدام هایی که توسط جمهوری اسلامی رخ میدهد اعتراض کرده بود با استفاده از کلمه های مشمئز کننده به تحقیر ایشان و هموطنان کرد پرداختید و بیشرمانه در دفاع از اعدام ها به ایشان حمله کردید و در پاسخ به سوال ایشان که پرسیده بودن که:” راجع به اعدام ها نظری ندارید” نوشتید که: «در این مورد نظری ندارم.اگر داشتم مینوشتم. هنوز قرار نیست مثل خیلی از ” تشکل های سیاسی” از مجازات قاچاقچیان و قاتلین حمایت کنم. شما هم اگر بیشتر فکر کنی این کار رو نمیکنی. از این گذشته این لوس بازی ها و خودنمایی ها یعنی چه؟ همه تان (مخالفان اعدام) چرا مثل لنگه کفش کهنه های کهنه مجاهدین خلق شدید؟” و با بیشرمی ادامه دادید که:”رفتم صفحه ات رو دیدم،اه اه اه، از این کردهای نژادپرست که اگر یک میلیارد آدم تکه تکه بشن عین خیالشون نیست ولی سر یک کرد درد بگیره سر صدتا آدم رو گوش تا گوش میبره.اون چفیه نحس عرفات رو هم از رو شونه ات بردار حالم بدشد…”»(!) و بعد هموطن کرد ما ”هیوا” در جواب شما نوشت: ”صفحه بنده شبیه نژادپرست هاست؟! من سر میبرم؟! فکر میکردم این ادبیات رو فقط تو زباله دانی های سپاهی های دهه ۷۰ میشه پیدا کرد! دارم فکر میکنم که تفکر شما چقدر شبیه تفکر بعضی معلم های پرورشیه! به هرحال ممنون از اینکه نظرتون رو صاف و پوست کنده بیان کردید! اسم اینی هم که گردنمه چفیه نیست آقا، چیفه هم باشه شما حق نداری توهین کنی و بهش بگی نجس! سواد اجتماعی سیاسیت رو ببر بالا و هموطنانت را بشناس! اسم داره! بهش میگن ”جامانه”. هر گردی گردو نیست سید! دوستان! لینک های من عمومی هستند و میتونید ببینید.ملاحظه کنید بکنید که کی نژاد پرست است” که با اعتراض هموطنامون به این برچسب زدن شما به مخالفان اعدام مجبور شدید عقب نشینی کنید و مثل همیشه با فرافکنی علت چنین اظهاراتی مشمئز کننده را به علت اینکه آن روزعصبانی بوده اید بیان کردید!

۱۸) آقای نبوی هرگز از خاطرمان نمیرود چگونه برای نشان دادن وجود آزادی پوشش در جمهوری اسلامی آنهم در زمان احمدی نژاد از صحنه کشته شدن ندا آقا سلطان عزیز که نماد جنبش آزادی‌خواهی ایران در برابر حکومت مستبد دینی است، و برای بسیاری از مردم ایران بسیار دلخراش بود، و هنوز هم با هربار دیدن باعث جاری شدن اشک از چشمان هر انسان با وجدانی میشود، ولی‌ شما به خاطر دفاع از جمهوری اسلامی و اثبات اینکه، ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه کشور آزادی است، تنها شلوار جینی که به پای ندا آقا سلطان بود را به خاطر داشتید! و با وقاحت آن را به عنوان سند آزادی در حق انتخاب پوشش جلوه دادید! این است طرز تفکر شما! البته از کسی که در دهه سیاه شصت که کوچکترین اعتراض و نقد هموطنانمان به پاکسازی،اخراج و اعدام ختم میشد و در کشور جو اختناق و خفقان حاکم بود و دانشگاه ها سراسر کشور به فرمان رهبرتان آقای خمینی دو سال با زور اسلحه کمیته و سپاه و تلاش انجمن های اسلامی که شماعضو شورای مرکزی آن در شیراز بودید و در آن سالها انجمن های اسلامی بازوی فشار و چماقدار آخوندهای حکومتی در دانشگاه بودند و تندرو ترین طرفداران آخوندها همانند شما و احمدی نژاد عضو آن بودید که وظیفه برخورد با دانشجویان و استادان آزادی خواه و روشنفکر و پرونده سازی برای آنها برای دادگاه های انقلاب و پاکسازی و اخراج آنها از دانشگاه و پیاده کردن فرمان های رهبرتان آقای خمینی را در دانشگاه ها برعهده داشتید انتظار بیشتری نمیتوان داشت و آنهم ازشما که در تلاش برای اجرای فرمان رهبرتان آقای خمینی چشمتان بر روی این بسته بودید که خمینی به خلخالی که جنون آدمکشی داشت حکم مستقیم داد و او هم به اعدام فله ای هزاران تن از هموطنانمان پرداخت و برای شناخت خلخالی کافی است او را از زبان خودش بشناسیم !

خلخالی در مصاحبه با یکی از تندرو ترین خبرنگارها به نام پیام فضلی نژاد که در روزنامه تحت سرپرستی خامنه ای یعنی کیهان کار میکند میگوید:” تازه بود که حاکم شرع شده بودم و بنا داشتم تا با منافقین قاطعانه برخورد کنم. برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می شود این ها را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم و با همراهان و همکاران و محافظانم قرار بود شام را در منزلم بخوریم. داشتیم می آمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده ، شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند (اعلامیه) دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلش شریعتی بود از خانواده های اسمی قم. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد”! خلخالی در جواب افرادی که به اعدام های فله ای او اعتراض میکردند میگفت:” اینها اگر گناهکار باشند که به سزای عملشان رسیده اند و اگر بیگناه باشند که به بهشت میروند”.

خلخالی همچنین چندین هفته به کار تخریب مقبره رضاشاه و نبش قبر او که در دین مسلمانان نبش قبر عملی بسیار شنیع است (در خود احکام سلامی آمده است که نبش قبر که ملاک آن هتک حرمت و بى احترامى میّت است حرام است) با موافقت خمینی به این عمل شنیع پرداخت و خلخالی پس از نبش قبر رضا شاه با اظهار ناراحتی از اینکه استخوانهای رضا شاه را به دست نیاورده بود میگوید که:”حتی استخوان های او هم به دست نیامد” و ادامه میدهد که:” پیغام آوردند که بنی صدر گفته است شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید، وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می کنیم واو از همان اول می گفت که: خلخالی قاتل است، اما، امام امت (!)، خمینی کبیر(!)، بیان داشت که کارهای خلخالی در رابطه با تخریب مقبره پهلوی، خیلی خوب و به جا بوده است.همین بیانات امام، موجب شد که دهن ها بسته شود و دیگر، کسی در این باره پشت سر ما حرف نزند؛ وگرنه، آنها به این آسانی دست از سر ما بر نمی داشتند.” وقتی خلخالی به قول خودش استخوانهای رضا شاه را پیدا نکرد با غرور پیروزمندانه ای بعدها گفت: “به جایش موفق شدیم قبر حسنعلی منصور و ۵۰ نفر از وابستگان به پهلوی را تخریب کنیم (!)۱/۸/۱۳۶۲.” ۱۹)

lajevardi 25 !صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی حامی‌ ناقضین حقوق بشر در لباس روشنفکر

آقای نبوی شما به پاس خوش خدمتی هایتان در انجمن های اسلامی به نظام آخوندی آقای خمینی ( که عضو شورای مرکزی بودید) و به علت نزدیک شدن به باند رفسنجانی‌ و ناطق نوری در دهه سیاه سرکوب و اختناق دهه شصت پاداش خود را دریافت کردید و طی سالهای ۶۱ تا ۶۴ به مقام مدیر دفتر سیاسی وزارت کشور (تحت هدایت ناطق نوری) و به مدت سه ماه جانشین مدیر کل اجتماعی وزارت کشورنظام جمهوری اسلامی رسیدید. راستی آقای نبوی در دهه سیاه سرکوب و اختناق دهه شصت و دستگیری ها و اعدام های فله ای هزاران تن از هموطنانمان وظیفه تیم شما و نقش شما درمسئولیت در نهادهایی با جو امنیتی آن موقع چه بود؟! حالا به خوبی میشه علت وحشت شما از یادآوری دهه شصت و تمایل شما به فراموشی دهه شصت و اعدام های زندانیان سیاسی را بهتر متوجه شد و البته طی همین سالها به عنوان عضو شورای طرح و برنامه شبکه اول سیما، معاون گروه فیلم و سریال و دبیر طرح و برنامه شبکه اول سیمایی که ریاست آن توسط رهبر به صورت مستقیم و سمت های مدیریت و معاونت در قسمت های مختلف سیما به نزدیکان باندهای قدرت حکومتی داده میشود هم مشغول به فعالیت در دفاع از نظام و تخریب مخالفان نظام بودید وبعدها هم در سمت مشاور رئیس دانشگاه صدای و سیمای جمهوری اسلامی مشغول شستو و شو مغزی و کادر سازی طبق اندیشه های رهبرتان آقای خمینی برای ورود و جایگزینی نیروهای حزب اللهی به جای پرسنل باسابقه بودید.

۲۰) آقای نبوی شما که از وقتی که به خارج رفتید کارتان شد مسخره کردن و حمله به گروه های سیاسی مخالف نظام و حتی کار را بدان جا پیش بردید که به جناب آقای مجتبی واحدی که حاضر نشدند به خاطر منافع گروهی اصلاح طلبان سهم خواه همراهی با مردم را رها کنند مورد حمله و عتاب قرار دادید و مقاله ای در قالب طوماری بسیار بلند بالا با عنوان ”آقای واحدی، کمی آرام باشید!” و در حمایت هم پیاله هایتان(اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی) خطاب به جناب آقای مجتبی واحدی در ۱۴ تیر ۱۳۹۰ نوشتید که: «اظهارات حضرتعالی در مورد موضع گیری آقای خاتمی باعث شد تا برخی از طرفداران ایشان از جمله نویسنده دچار ناراحتی شوند.اظهارات شما ایجاد شکاف و تنش در صفوف جنبش اعتراضی مردم در خارج از کشور(!) و فضای مجازی شد… در موضع گیری خود تجدید نظر کنید(!).معتقدم بیان این جمله که ” من با صدای بلند و با افتخار می گویم خودم را اصلاح طلب نمی دانم” به عنوان سخنگوی کسی که نامش در میان مردم شیخ اصلاحات است، سخن درستی به نظر نمی رسد.(!) چگونه می شود که کسی سخنگوی شیخ اصلاحات باشد و خود را اصلاح طلب نداند و به این افتخار کند؟ (!) آیا بهتر نبود به جای اینکه بگوئید ” من با صدای بلند و با افتخار می گویم که خود را اصلاح طلب نمی دانم” می گفتید من هم اصلاح طلب واقعی هستم(!) و…در میان سخنان شما دو استدلال یافت می شود که به استناد آن گفته اید که ” حکومت از ظلم و جور به یک دیکتاتوری بی سابقه دارد می رسد” اولین استدلال شما که هفت بار آن را در چهارده دقیقه گفتارتان تکرار کردید این است که ” خامنه ای به نمایندگان گفته است که در مجلس حق ندارید دو دو بگوئید” و در جای دیگر گفته اید که ” خامنه ای در عزل و نصب وزرا هم دخالت می کند.” (ابراهیم نبوی در توجیه این حرف خامنه ای در جواب آقای واحدی ادامه میدهد که) آیت الله خامنه ای(!) به نمایندگان گفته است که ” وقتی دو دو می گوئید به نظر شبیه هو کشیدن برای خارجی هاست” و به همین خاطر گفته است که نمایندگان ” دو” گو را از تریبون مجلس معرفی کنند(!) و….»

۲۱) آقای نبوی به یاد داریم در جواب هموطنمان که به وجود نداشتن آزادی های اجتماعی حتی برای خانواده ها، شما با ادبیات لمپنی در دفاع از جمهوری اسلامی در جواب هموطنمان به نام “نیما” که گفته بودند که: “وقتی با همسر خود نمی توانید به تماشای یک بازی فوتبال یا والیبال بروید .. وقتی در یک جشن شما از دیدن عروس محرومید و نمی توانید با همسر خود در یک جشن عروسی حتی برقصید و دهها درد دیگر که در جامعه دیده میشود”با بی ادبی نوشتید که: «کدام خری(!) در کجای دنیا با زنش فوتبال نگاه می کند؟(!) مگر در اسرائیل زنان و شوهران دست هم را می گیرند می روند استادیوم(!)، برای مزخرف گفتن راه دیگری ندارید؟ اگر به یک کشور به روانکاو مراجعه کنید(!) و بگوئید من به عنوان ایرانی دردم این است که نمی توانم با همسرم برقصم سریعا شما را در تیمارستان بستری می کنند و می گویند قطعا این یک روانی است(!) که دردش همین است. اصلا مگر رقص ایرانی دو نفری است؟(!)» البته باید به آقای نبوی متذکر شد اگر جوانان ایرانی قادر به پوشیدن شلوار جین در خیابان شده اند به علت آزادی پوشش نیست و این ثمره ده ها سال نافرمانی مدنی مردم در برابر سیاست های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از دهه شصت که آقای نبوی در وزارت کشور جمهوری اسلامی و باندهای حامی ایشان همانند آقای رفسنجانی وآقای حسن روحانی و خط امامی ها (اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی) با تصویب قانون شلاق در مجلس شورای اسلامی برای هموطنانی که به آنها برچسب بیحجاب میزدند و کنترل و حمله انجمن های اسلامی آن دوران،کمیته ها،بسیج سپاه و بعدها گشت های ثارالله و پاره کردن شلوارهای جین با تیزبرو ضرب و شتم و رنگ کردن دست دختران و پسران و … تا به امروز و فعالیت گشت های ارشاد است.همانند فعالیت هموطنانمان در فیسبوک با وجود فلیتر بودن و استفاده از فیلتر شکن و استفاده از ماهواره با وجود اینکه نیروهای نظامی حکومت همانند زامبی ها از دیوار خانه های مردم بالا میکشتند و به پشت بام های مجتمع های مسکونی برای پیدا کردن ماهواره یورش میبرند و برای تخریب ماهواره به بالکن های مجتمع مسکونی با طناب تکاور میفرستد اما بنا به آمار دولتی هفتاد درصد تهرانی از ماهواره استفاده میکنند که نشان آزادی استفاده از ماهواره و فیسبوک نیست و نشان از نافرمانی وسیع مردمی است.

۲۲) آقای نبوی جالب است که در حرف هایتان در برنامه افق تعریف جدیدی از موفقیت ارائه دادید و دانشجویان و هموطنانی که هنگام سفر به ایران بازداشت شدند را افرادی ”نا موفق”! و دو مهره باندهای حکومتی یعنی: “سیروس ناصری” همکار قدیمی جواد ظریف که دیپلمات ارشد و متهم به شرکت مسقیم در ترورهای خارج از کشور است و قبلاً سفیر ایران در سوئیس و نیز عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده‌ و در زمان حسن روحانی عضویت ارشد تیم مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران را در کارنامه دارد وهمچنین معاون شرکت نفتی اورینتال کیش نیز بوده‌است که در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد با اتهام دریافت رشوه به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار در قراردادهای نفتی مواجه بود که پیش از تشکیل دادگاه به سرعت به اتریش (وین) گریخت را به همراه “سید امیر حسین موسویان” که متهم به برنامه ریزی و نقش در ترور میکونوس آلمان که منجر به کشته شدن تعدادی از سران اپوزیسیون داشت که در پی این ترور اتحادیه اروپا سفرای خود را از ایران خارج کردند و مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران یعنی هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران، علی فلاحیان وزیر اطلاعات، علی‌اکبر ولایتی وزیر امور خارجه و خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران متهم به زمینه سازی ماجرای میکونوس شدند نقش داشته و سفیر جمهوری اسلامی در آلمان و بعدها در دولت خاتمی معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی یعنی معاون حسن روحانی و عضو هیئت مذاکرات هسته‌ای ایران شد و در کنار حسن روحانی در معاونت مرکز تحقیقات استراتژیک مشغول به فعالیت بود که در سال ۱۳۸۶توسط تیم احمدی نژاد به جرم جاسوسی بازداشت و بنا به گفته محمد عطریان‌فر عضو حزب کارگزاران سازندگی، موسویان پس از خاتمه مسوولیت خود بارها در سال ۲۰۰۵ میلادی به خارج از کشور سفر کرده بود و لابی برخی از جناح‌های سیاسی ایران در خارج از کشور محسوب می‌شد و موسویان به دو سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک در وزارت امور خارجه محکوم شد اما به او اجازه خروج از کشور داده شد! و حال که این دو با داشتن چنین پروندهایی و ارتباط با باندهای قدرت حکومتی به ایران بازگشته اند شما در برنامه افق از آنها به عنوان نمونه دو ایرانی که ”موفق” بوده اند مثال میزنید؟!

۲۳) آقای نبوی بر خلاف اتهام زنی شما به مخالفان جمهوری اسلامی، دشمن ایران، معترضان به نظام دیکتاتوری آخوندی نیستند و در کجای تاریخ نوشته است که رضا شاه و محمدرضا پهلوی ثروت ملی ایرانیان را همانند نظام جمهوری اسلامی آخوندها خرج گروه های تروریستی اجنبی مثل حزب الله لبنان!، سپاه بدر عراق!، حماس و جهاد در فلسطین! (همانجایی که برای مرگ صدام سه روز عزای عمومی اعلام کردند!)، حکومت جنایتکار بشار اسد که ۴۰ سال است خاندانش با قتل و جنایت بر سوریه حکمرانی میکند، کشورهای کمونیستی ونزوئلا، بولیوی و … خرج میکرد؟! و کشور رو به زیر استعمار اقتصادی روسیه و چین کمونیستی با جنس های بنجلشان برد و کجا فرماندهان ارتش شاهنشاهی مثل سپاه که هم اکنون مثل اختاپوس بر تمام فعالیتهای اقتصادی دست انداخته اند که به قول احمدی نژاد از این سپاهیان جمهوری اسلامی به عنوان برادران قاچاقچی خودمان یاد کرد عمل نمودند؟! در زمان شاه به شهادت خود سران نظام (رفسنجانی) ایرانیان دارای ارج و قرب بودند و در بسیاری کشورها از جمله اروپا بدون ویزا و تنها با نشان دادن پاسپورت تردد میکردند و نه مثل الان که برای فرار از ایران بر روی تکه های چوب قایق شکسته در آب های اقیانوس در کنار سواحل استرالیا کودکان و زنان ایرانی شناور باشند و غرق شوند! چطور همین چندسال پیش پس از جنگ سی و سه روزه لبنان,جمهوری اسلامی با چنان سرعتی جنوب لبنان را بازسازی کرد که سید حسن نصرالله رهبر گروهک تروریستی حزب الله از سخاوت خامنه ای در سرمایه گذاری و بازسازی جنوب لبنان تشکر کرد و آنوقت هنوز هموطنانمون در خرمشهر پس از سال ها از گذشتن از جنگی که خمینی هشت سال ادامه اش داد و شعار او و یارانش ”جنگ جنگ تا پیرزی” و ”راه قدس از کربلا میگذرد” با داد آن همه شهید هنوز در محرومیت بسر میبرند؟!!! جنوب لبنان مهمتر است یا خرمشهر؟! سوریه مهمتر است یا خرمشهر؟!بولیوی و ونزوئلا مهمتر است یا خرمشهر؟!هیچ حکومتی در تاریخ ایران همانند نظام آخوندی جمهوری اسلامی اجنبی پرست و دشمن ایران نبوده است و این جوری با کشور خودش دشمنی نکرده است.

۲۴) البته این سوال هم از مدیریت صدای آمریکا باید پرسیده شود که چرا سال ها به ابراهیم نبوی بعنوان طنزپرداز بال و پر دادند و به غیر از اینکه به عنوان مهمان پای ثابت بسیاری از برنامه های صدای آمریکا شده بود به او برنامه های ثابت هم اختصاص داده بودند آنهم فردی که در سیاه ترین دوران سرکوب در نهادها و مراکز حکوتی که دارای جو امنیتی بودن مشغول خدمت به نظام جمهوری اسلامی بوده است اما از دراختیار گذاشتن برنامه به ده ها طنزپرداز مردمی آزادی خواه از جمله جناب آقای پرویز صیاد که علاوه بر بازیگری نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی را نیز در کارنامهٔ هنری خود دارد و فعّالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۶ با چاپ شعر و داستان کوتاه آغاز کرد وبازیگری در قالب طنز انتقادی در نقش صمد بسیار معروف شد و بعدها در قالب فیلم،تئاتر و نوشته به انتقاد از ماشین سرکوب جمهوری اسلامی پرداخت و هم اکنون در آمریکا زندگی میکند اختصاص داده اید؟! در برنامه های صدای آمریکا حضور اصلاح طلبان سهم خواه مرتبط با باندهای قدرت همچون ابراهیم نبوی و یا لابی های جمهوری اسلامی در خارج مثل سازمان ناپاک ”نایاک”،تریتا پارسی،امیر احمدی،کاوه افراسیابی و…و حامیان جمهوری اسلامی از فرخ نگهدار گرفته تا علیرضا نامدارحقیقی و محمد سهیمی و …بیشترو پررنگتر بوده یا آقای هادی خرسندی شاعر و طنزپرداز ایرانی؟! (آقای هادی خرسندی اولین مطالبش را برای مجله طنز توفیق نوشت. او بعدها برای روزنامه‌های مختلف از جمله تهران مصور، مجله کاریکاتور، جلب سیاحان، اطلاعات و جهانگردی و روزنامه اطلاعات نیز طنز می‌نوشت.پس از انقلاب خرسندی در لندن اقامت گزید و مجله اصغرآقا را در لندن منتشر کرد که یک بار جمهوری اسلامی در زمان رفسنجانی تیم تروری برای حذف او اعزام کرد که عملیات تروریستی با دستگیری تروریست ها ناکام ماند) درباره برنامه افق و صحبت های تهوع آور ابراهیم نبوی باید از مجری برنامه آقای سیامک دهقانپور پرسید که:

۱. علت عدم تعادل در ترکیب مصاحبه‌ها و مصاحبه شوندگان چه بود؟ چرا دو مهمان برنامه یکی از اصلاح طلبان سهم خواه مرتبط با باندهای قدرت و حامی جمهوری اسلامی (ابراهیم نبوی) و یکی از لابی های سرشناس و حامی جمهوری اسلامی (امیر احمدی) و یک جامعه شناس بود پس چرا از مخالفان جمهوری اسلامی و گروه ها و سازمان هایی که قدمت فعالیت بعضی از آنها به بیش از نیم قرن میرسد و از فعالین حقوق بشری و از بانوان ایرانی فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی برای اظهار نظر به بازگشت ایرانیان به ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی حتی یک مهمان دعوت نشده بود؟ یعنی آنها که نماینده جامعه بزرگی از ایرانیان خارج از کشور هستند حق اظهار نظر راجع به بازگشت ایرانیان به ایران را ندارند؟!

۲. چرا وقتی ابراهیم نبوی همچون احمدی نژاد دست به ارقام سازی جعلی و دروغ های فاحشی چون تیراژ فروش یک و نیم میلیونی سی دی موسیقی ایرانی و تیراژ فروش صد وهفتاد هزار نسخه کتاب ایرانی و پنج درصد و هفت درصد خواندن مخالفان جمهوری اسلامی زد شما از او نپرسید بر اساس چه اصلی و بر طبق کدام منبع و تحقیقات آماری این آمار دروغین را بیان میکند؟!

۳. چرا به ابراهیم نبوی اجازه دادید به راحتی با بیشرمی جمعیت بزرگ هموطنان داخل و خارج از کشور را که مخالف نظام دیکتاتوری آخوندی جمهوری اسلامی هستند را دشمن کشور(!) بنامد و صحبت راجع به حقایق رفتار سرکوبگرانه جمهوری اسلامی را سیاه نمایی علیه ایران(!) بنامد که از آنطرف سایت حکومتی ”جام نیوز” با ذوق زدگی ویدیو برنامه افق صدای آمریکا را با ”تیتراعتراض کارشناس صدای آمریکا(ابراهیم نبوی) به سیاه نمایی علیه ایران” بگذارد؟!

۴. چرا در هنگامی که با قلدری عربده میزد که چرا برنامه را با من شروع نکردید و اخبار بازداشت دانشجویان و هموطنانمان که به ایران رفته اند را خوانده اید منفعلانه برخورد کردید؟! ۵. چرا زمانیکه ابراهیم نبوی با دروغ های فاحش از جمهوری اسلامی دفاع میکرد و به خیل عظیمی از ایرانیان مخالف حکومت اقتدارگرای جمهوری اسلامی انواع اتهام ها را زد و آن جمله های چندش آور را درباره دهه سیاه شصت و به جای همه ایرانیان گفت که کسی سال ۶۷(اعدام هزاران زندانی سیاسی) را یادش نیست(!) و باید آنها را فراموش کرد(!) شما سکوت کردید و او را با سوال های خود به چالش نکشیدید؟! امیدواریم که توضیحات آقای دهقان پور را در این رابطه بشنویم!

 

۲۵) آقای ابراهیم نبوی به قول یکی از حامیان جمهوری اسلامی( آقای امیر احمدی) که در برنامه افق بود و میگفت سالانه دویصت هزار نفر از کشور خارج میشن بهتر به رفاقاتون در جمهوری اسلامی بگویید که فکری به حال رفاه هموطنان داخل کشور بکند که این سالی دویست هزار نفر ایرانی از ایران خارج نشوند ، بازگرداندن ایرانی های خارج از کشور پیشکشتون، راستی آقای ابراهیم نبوی چرا وقتی آقای دهقانپور اعلام کرد که در گفتگوی قبل از برنامه گفته اید که قرار است بهار به ایران بازگردید در جواب با من و من زیاد و دستپاچگی گفتید که «اینکه بهار برمیگردم یا هر زمان دیگری برگردم بحث دیگری است (!) و تلاشم این است که برای بهار برگردم» آقای ابراهیم نبوی مگر به غیر از داشتن پاسپورت ایرانی باید تلاش خاصی برای بازگشت به ایران داشت؟! نکند هنوز بعد از چهار سال که گفتید میخوام برم ایران و قاضی ام را منتظر نگذارم و بعدهم قایم شدید ونرفتید حال با سرکار آمدن باند قدرت همسو با شما باید تلاش بیشتری برای دلبری از اطلاعات و اطلاعات سپاه جمهوری اسلامی وتوابیت برون مرزی انجام دهید؟! راستی وقتی آقای دهقانپور پرسید که ”فکرمیکنید وقتی به ایران بروید به شما اجازه چاپ کتاب میدهند؟” شما با بی ادبی و لحنی گستاخ پاسخ دادید که«من ۴۶ کتاب در زمانی آقای خاتمی چاپ کردم حتمن بلدم که چیکار کنم که بقیه اش هم چاپ بشه» عجب! آقای نبوی مگر شما چه کاری بلد هستید که دیگر نویسندگان نامدار بلد نیستند؟! نوشته های جناب آقای سعیدی سیرجانی در زمان وزارت آقای خاتمی خمیر شد و بعدها هم در قتل های زنجیره ای روشنفکران در ایران توسط حکومت کشته شدند. راستی دوباره میپرسم این آمار مدل ۵ درصدی و ۷ درصدی را از کجای خودتان درمیاوردید؟! و آنها را جمعیت اندک مینامید! آقای نبوی، پانزده میلیون هموطن واجد شرایطی که طبق آمار وزارت کشور دولت احمدی نژاد که صداقت و راستگویی آن را همه میدانیم چگونه است! در رای گیری با وجود تلاش شما و دوستانتون در باندهای قدرت شرکت نکردند از همون چهار میلیون جمعیت معترض به خامنه ای دیکتاتور هستند که از میدان امام حسین تا میدان توپخانه و میدان آزادی اومدند و شعار: ” تجاوز٬ جنایت٬ مرگ بر این ولایت” و ” مجتبی(خامنه ای) بمیری٬ ولایت رو نبینی” و ” مرگ بر دیکتاتور” و ” مرگ بر خامنه ای” سر دادند که باعث شد خامنه ای بزنه زیر گریه و بگه :{ بدن ناقصی دارم,اندک آبرویی دارم,علیلم,ذلیلم} و جالب است که عشقتان آقای حسن روحانی طبق سایت رسمی‌ ریاست جمهوری به تازگی صحبت های جالبی فروده اند از جمله: ”همه باید بفهمند عظمت رهبر٬ عظمت ایران است!” و اینکه:”غرب هر چه دارد از علمای اسلام دارد. شما حتی دانشگاه‌های قدیمی غرب را که نگاه می‌کنید حتی ساختمانش هم تقلید از حوزه‌های علمیه است! آکسفورد را ببینید، شبیه مدرسه فیضیه است. سبک همان سبک است.”! راستی از آقای طبرزدی که چند روز پیش در دولت امید و اعتدال بازداشت شدند چه خبر؟! بگذریم شما الان سخت مشغول کیف کشی برای جمهوری اسلامی هستید.

1012057 10152138172793954 376496221 n !صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی حامی‌ ناقضین حقوق بشر در لباس روشنفکر

ابراهیم نبوی ضمن دفاع مطلق از دولت روحانی و بازگشت به ایران خطاب به کسانی که تلاش می کنند کشتار دهه شصت به فراموشی سپرده نشود گفت:
چرا می خواهید سال ۶۷ را به یاد بیاورید؟ خمینی هم سال ۶۸ مرد و کسی او را به یاد ندارد شما هم ول نکنید و فراموش کنید!
یکی‌ از کاربران فیس‌بوک به نام حمیدرضا برهانی در پاسخ به این مامور وزارت اطلاعات می‌گوید: اگر زمانی آقای روحانی کشتار آقای حسین و خانواده حسین توسط یزید را فراموش کرد ما هم کشتار خانواده هایمان توسط فرقه او را فراموش خواهیم کرد.

۲۶) آقای ابراهیم نبوی شما که با بی شرمی گفتید:«دیگه سی سال ازش گذشته اصلاً کسی یادش نیست! یارو میگه که آقا سال ۶۷ رو به یاد بیارید ، شما اصلاً یاد کسی نیار اون سالها رو ! ولش کن! تموم شد ! به نظر من اصلاً این داستان رو نباید بش توجه کرد!» آیا اینکه خواهان فراموشی جنایات باشیم و نخواهیم که عاملین جنایات بازداشت و محاکمه شوند خود دفاع از جنایت و دفاع از تکرار آن نیست؟ اغلب کسانی که در کشتار دهه شصت دست داشتند هم اکنون به عنوان وزیر و مدیر دولت حسن روحانی که شما حامی آن هستید مشغول به کارند آیا دفاع و توجیه این چنین شما برای سرپوش گذاشتن وفرمان به فراموش نمودن جنایت،دفاع از جنایت نیست؟ و بسیارمشمئز کننده است که در نقش جاانداز جمهوری اسلامی در خارج از کشور در حال ماله کشی بر جنایات حکومت در حق هموطنانان هستید در حالیکه هنوز که هنوز است افرادی که در جنگ جهانی دوم مرتکب جنایت شده اند و مورد شناسایی قرار میگیرند را با وجودی که بسیار سالخوده هستند در دادگاه لاهه و دادگاه های محلی مورد محاکمه قرار میدهند و هر فردی که بخواهد جنایات هولوکاست را انکار نماید دادگاهی میشود وآنوقت شما به ما امر میکنید که جنایات دهه شصت و جنایات سال ۶۷ و اعدام هزاران زندانی سیاسی را فراموش کنیم؟! باز خوبه احمدی نژاد مثل شما نیامد در برنامه افق بگفته که:« فتنه ۸۸! ازش سالها گذشته و دیگه کسی یادش نیست! و شما اون سالها را یاد کسی نیار! ولش کن! تموم شد!»

حال به درست بودن این جمله میرسم که میگویند همواره یادآوری جنایت ها باعث دلهره و اظطراب جنایتکاران و همکاران آنها میشود و کسانى که مرتکب کشتار شده اند،همیشه مى توانند توجیهى براى اعمالشان دست و پا کنند، یا حتى مى توانند کارشان را یکسره فراموش کنند،آن ها قادرند از چیزهایى که دوست ندارند ببینند روى بگردانند اما بازماندگان کشتار، هرگز نمى توانند گذشته را از یاد ببرند،خاطرات آنان به فرزندانشان منتقل مى شود.بی شک یکی از سیاه ترین نقطه های کارنامه خمینی دستور قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ بود. زندانیان سیاسی که پس از دریافت حکم های ناعادلانه و سختگیرانه دادگاه های انقلاب زمان جنگ که ظرف چند دقیقه برای چندین نفر به صورت فله ای حکم میدادند و بعضی از آنها قرار بود پس از سالها از زندان آزاد شوند با حکم خمینی هزاران نفر از این زندانیان سیاسی در طی چند روز اعدام شدند, تعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت و بین ۲۸۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر که با گرایش های گوناگون و عضو گروه های مختلف و حتی مستقل بوده اند اعلام شده است وبیشتر اعدام‌ شدگان زندان‌های تهران در گورهای دسته جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده‌ شدند. خمینی در نامه ای به گروه مرگ (نیری, اشراقی, مصطفی پورمحمدی و رئیسی) که برای اعدام زندانیان سیاسی تعیین کرده بود مینویسد: « قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام‌اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند.» و در جواب تنها کسی که به خمینی به صورت علنی به اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ اعتراض کرد و اعدام زندانیان سیاسی را رسانه ای کرد یعنی آیت الله منتظری, خمینی با عصبانیت همانند شما که به مخالفان اعدام و معترضان به سخنان وقیحانه شما اعتراض میکنید و برچسب مجاهد! میزنید خطاب به آیت الله منتظری نوشت: «مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.» آیت الله منتظری در خاطراتشان میگویند: «زمانی که من اعتراض کردم و مصطفی پور محمدی و دیگران را خواستم و گفتم اعدام ها را باید متوقف کنید, آنها گفتند حکم امام است و من به آنها گفتم الان ماه محرم است و حتی از نظر شرعی هم حق اعدام ندارید, که در جواب مصطی پورمحمدی وافرادی که آنجا بودند گفتند اجاز دهید هفتصد نفر دیگری که شناسایی کرده ایم اعدام کنیم و آنوقت دیگر کسی را اعدام نمیکنیم,من گفتم یعنی چه,من میگویم اعدام نکنید بعد شما میگید بگذارید این را هم اعدام کنیم؟!( این همان مصطی پورمحمدی وزیر کشور دولت امید! و اعتدال! است که حسن روحانی وقتی او از مجلس رای اعتماد گرفت با خوشحالی گفت: ایشان را سالهاست که میشناسم و برای وزارت دادگستری انتخاب کردم و از پذیرش ایشان خوشحال شدم و ایشان توانمند برای تصدی بر این وزارت است و مطمئن بودم ایشان در زمینه تامین عدالت(!) و مبارزه با فساد(!) کمک خوبی برای دولت خواهند بود)» با تلاش های آیت الله منتظری و رسانه ای کردن اعدام زندانیان سیاسی سرعت ماشین اعدام زندانیان سیاسی کاهش و متوقف شد اما آیت الله منتظری به حکم خمینی از تمام سمت هایش عزل شد.

هنوز پس از سالها پرونده اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ باز است و دادگاه لاهه پس از برسی مدارک و شواهد بسیار در رای مقدماتی خود، در تاریخ ششم آبانماه ۱۳۹۱ خورشیدی برابر با ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲ میلادی، حکومت ایران را به جنایت علیه بشریت متهم کرد. در این اعلامیه اضافه شده که دادگاه لاهه، از دولت ایران نیز دعوت کرده بود که برای پاسخگویی به اتهام های وارده، در جلسه های دادرسی حضور یابد ولی جمهوری اسلامی از شرکت در دادگاه خودداری کرد. پارلمان کانادا نیز اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ در ایران را «جنایت علیه بشریت» دانست. حال بهتر است نگاهی به اظهارات عجیب چند نفر از مقامات جمهوری اسلامی درباره اعدام زندانیان سیاسی در سال۱۳۶۷ که زندانیان سیاسی از گروه های مختلف سیاسی بودن که پس از سالها زندانی بودن تعدادی از آنها قرار بود آزاد شوند نگاهی بیندازیم: مجید انصاری رئیس سابق سازمان زندان‌ها، رئیس فراکسیون «اصلاح‌طلب‌ها» در مجلس پنجم و ششم و از گردانندگان مجمع روحانیون مبارز می‌گوید: «عده‌ای از زندانیان در زندان (!) تشکیلات داشتند که پس از عملیات مرصاد کشف شد. لذا اینان که تعداد بسیار کمی(!) بودند پس از عملیات اعدام شدند». علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه، از زندانیان اعدامی را افرادی دانست که در تلاش برای پیشروی به خاک ایران(!) و یا قتل شخصیت‌های سیاسی بودند(!)، او خاطر نشان کرد: «در این کشور کسانی که اقدام به مبارزهٔ مسلحانه می‌کنند باید کشته شوند و این قانون است… زندانیانی که در این ماه‌های اخیر اعدام شده‌اند مجاهدین خلق بوده‌اند که سعی داشتند به داخل ایران پیشروی کنند (از درون زندان!) سایر اعدام شدگان نیز به قتل شخصیت‌های سیاسی اعتراف کرده بودند(و به ناگاه همه در یک روز پس از سالها حبس اعتراف کردند!).» نظر محمد جواد لاریجانی معاون سابق وزیر خارجه، در مصاحبه با کانال ۲ بی بی سی: خبرنگار: «چند اعدام از این نوع (قتل‌عام پس از آتش بس) وجود داشته است؟» لاریجانی: «من دقیقاً نمی‌دانم. فکر نمی‌کنم تعداد زیادی باشد…. هزار نفر دو هزار نفر چیز زیادی نیست(!). ما دو میلیون افغانی و بیش از نیم میلیون عراقی را غذا می‌دهیم.(ارتباط این دو موضوع باهم چیست؟!)»(۲۴ بهمن ۱۳۶۷) سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها دادستان‌کل کشور وقت در تأیید اعدام‌های انجام گرفته در کشور اعم از سیاسی و غیرسیاسی گفت:«ما از بالا رفتن آمار اعدام‌ها واهمه‌ای نداریم.» علی خامنه‌ای در مقام ریاست جمهوری وقت در دیدار با دانشجویان گفت: «مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان که با حرکات منافقین ارتباط دارد(جالب است خودش میگوید از درون زندان آنهم زندانهای دهشتناک دهه شصت! آخر چگونه میتوانستند ارتباط داشته باشند و از درون زندان,زندانیان سیاسی چه میتوانستند انجام دهند؟!)، او را به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه مشخص شده، باید چه کارش کرد؟ او محکوم به اعدام است و اعدامش هم می‌کنیم»

معروف‌ترین مزار اعدامیان زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، گورستان خاوران در نزدیکی‌های تهران است، گر چه آنها در گورهای دسته جمعی مختلفی در سراسر ایران دفن شده‌اند. آقای ابراهیم نبوی اگرچه جمهوری اسلامی برای دلسرد کردن خانواده زندانیان سیاسی اعدام شده سال ۶۷ از مراجعه به گورستان خاوران با بولدوزر به زیر و رو کردن خاک آنجا دست زد یعنی همین کاری که شما به هدف فراموش کردن و پنهان نمودن این جنایت دست زدید اما باید بدانید که نه حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی و نه شما که طناز باندهای قدرت نظام هستید قادر به مهندسی حافظه مردم و پاک کردن همیشگی حافظه تاریخی ملت نیستید و نمیتواید وقتی آخوندهای همپیاله شما همانند حسن روحانی در روضه هایشان روی منبر برای مردم ذکر مصیبت ۱۳۰۰ سال پیش میخوانند و به مردم میگویند که کشته شدن حسین و ۷۲ تن از همراهانش را فراموش نکنند وبه مردم میگویند برای مظلومیت آنها گریبان پاره کنند و گریه کنند آنوقت شما از ما بخواهید که جنایات آخوندهایی که از آنها دفاع میکنید را در اعدام های زندانیان سیاسی سال ۶۷ و دهه سیاه سرکوب دهه شصت و زندانی و شکنجه نمودن هموطنانمان و تجاوز به دختران بویژه دختران باکره قبل از اعدام با اون فلسفه ای که دوستتان لاجوردی میگفت که نمیگذاریم دختران باکره اعدام بشن تا به خاطر باکره بودن به بهشت بروند! (جالب است که پس از مرگ خلخالی و لاجوردی آقای خاتمی با استفاده از کلمات آنچنانی ضمن تسلیت و اظهار ناراحتی از فقدان خلخالی و لاجوردی و در وصف آنها با آن کارنامه سیاه از چنان کلماتی استفاده کرد که بهت و شگفتی فعالان حقوق بشر را برانگیخت.)

 ۲۷) آقای ابراهیم نبوی،علت سقوط و انحطاط شما را میتوان در میان خود نوشته هایتان پیدا کرد،آنجا که در متنی با عنوان” بر علیه آرمانگرایی” گفتید که:« او از اینکه من مرد هیزی هستم ناراحت است. من نمی توانم به زنهایی که سینه های قشنگی دارند نگاه نکنم. دست خودم نیست، اصلا چشمم لیز می خورد و می رود به طرف آنها. او معتقد است باید خوش قول باشم، من نمی توانم (و ادامه میدهد که) با یکی از همکارانت که همفکر تو هست ازدواج می کنی، زندگی خوبی دارید، بچه دار می شوید، بچه هایتان هم خوب تربیت می شوند. ولی اصلا نمی توانی از همسرت لذت ببری و… به همان اندازه که معیاری مثل عشق برای زندگی مشترک احمقانه به نظر می رسد(!) و …در مورد حتی اخلاق هم قلمرو سیاست نیست(!) آرمانگراها اخلاق را به سیاست تحمیل می کنند(!) همانطور که اخلاق را به اقتصاد هم تحمیل می کنند(!)» آری آقای نبوی مشکل شما این است که به اخلاقیات پای بند نیستید و برای رسیدن به هدفتان به هر دروغی دست میزنید همانند مصاحبه تان در برنامه افق که برای دلبری از باندهای قدرت جمهوری اسلامی که از سفره قدرت شما را بیرون انداخته اند آنقدر دروغ گفتید که حتی دروغ های خودتان را هم در آن مصاحبه فراموش کردید و با اینکه در اول مصاحبه گفتید که:«من با وحشت از ایران اومدم بیرون(!)(اونم با پاسپورت جمهوری اسلامی و از مرزهای قانونی کشور!)» و بعد از ۴۰ دقیقه که آقای دهقانپور گفتند که: ” شما که با ترس و نگرانی کشور را ترک کردید” شما صحبت های ایشان را قطع کردید و طبق اصل دروغگو کم حافظه است برخلاف صحبت های اول برنامه گفتید که:« نه،نه،من با ترس و نگرانی کشور را ترک نکردم(!)، خیلی طبیعی کشور را ترک کردم(!)» و نشان دادید که یک شارلاتان به تمام معنا و از نوع اصلاح طلب سهم خواه حکومتی حافظ منافع جمهوری اسلامی هستید.

۲۸) آقای ابراهیم نبوی،شما نه بر حکومت که همواره با باندهای قدرت جمهوری اسلامی بوده اید و بویژه بعد از اینکه از پست های حکومتی شما را بیرون پرتاب کردند با باندهای اصلاح طلبان سهم خواه حکومتی همراه بوده اید.آقای ابراهیم نبوی، طنزپرداز بودن با دلقک حکومت دیکتاتوری بودن و سعی در پنهان نمودن جنایات حکومتی سرکوبگر تفاوتی آشکار دارد. طنزپردازی میشود همانند آقای فریدون فرخزاد که شاعر،نویسنده،طنزپرداز،برنامه‌سازرادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی ایرانی معترض به حکومت جمهوری اسلامی ایران میشود، آقای فریدون فرخزاد که از یک خانواده خوشنام و تحصیلکرده بودن همانند خواهرشان فروغ فرخزاد از روشنفکران پیشرو ایران شدند که برخلاف شما با باندهای قدرت حکومتی در ارتباط نبودن و برعکس شما پست و مقامی در نهادهای حکومتی و امنیتی نداشتند وآقای فریدون فرخزاد در رشتهٔ حقوق سیاسی با درجه دکترا (Ph.D) از دانشگاه مونیخ آلمان فارغ التحصیل شد وآقای فریدون فرخزاد برخلاف شما که کند ذهن هستید و بنا به اعتراف خودتان پس از سالها زندگی در خارج از کشور مشکل زبان دارید اما ایشان به جز زبان فارسی به زبانهای آلمانی، انگلیسی و فرانسوی هم سخن می‌گفت.

آقای فریدون فرخزاد علاوه بر دکترای علوم سیاسی به زبان فارسی و آلمانی هم شعر مینوشت و در سال ۱۹۶۴ نخستین مجموعه شعر مستقل خود را با عنوان “فصل دیگر” در آلمان انتشار داد که تحسین منتقدان معروف را بر انگیخت و جایزه ادبی شعر برلین را نیز از آن خود ساخت که اعطای آن با سخنرانی شاعر معروف آلمان “یواهنس بوبروفسکی”همراه بود و اشعار آلمانی وی از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان به‌عنوان بهترین اشعار سال برندهٔ جایزه شد و در کتابی که همه ساله منتشر می‌شود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسندهٔ سال چاپ شد.”فصل دیگر”، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت.

فریدون فرخزاد چند سالی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ بوده و در سال ۱۹۶۶ به رادیو و تلویزیون این شهر نیز راه پیدا کرده‌است. در رادیو سلسله برنامه‌هایی همراه با طنز و توام با موسیقی خاورمیانه، از جمله ایران تهیه می کرده و در تلویزیون مجموعه فیلم رنگی “خیابان‌های آلپ” را ساخته‌است.او در سال ۱۹۶۷ روی موزیک محلی (فولکلور) ایران، موزیک مدرن ساخت و با این موزیک به فستیوال موزیک اینسبورگ اتریش راه یافت که جایزهٔ اول را هم دریافت نمود.خواننده و مبتکر چندین برنامه تلویزیونی، از جمله برنامه موفق «میخک نقره‌ای» در ایران بود که تعداد زیادی از هنرمندان کنونی و مشهور ایران را به مردم معرفی نمود که ستار، ابی، مرتضی، شهره و شهرام صولتی، لیلا فروهر، نوش آفرین، سلی،سعید محمدی و روحی ساوجی از جمله آنان می‌باشند.

او می‌کوشید شیوه ویژه خود را در شومنی تلویزیون داشته باشد و در لابلای تکه‌های سرگرم کننده انتقادهایی از سیاست‌های روز را می گنجانید. فرخزاد در رابطه با مجری گریش در تلویزیون گفته‌است: ” همیشه سعی می‌کنم مردم را در یک برنامه سه ساعته تلویزیونی که پر از خنده و شوخی و آواز و رقص است متوجه مطالبی بکنم که ارزش دارد بر روی آن‌ها فکر بشود.او در سال۱۳۵۰ در فیلم دلهای بی آرام، به کارگردانی اسماعیل ریاحی ایفای نقش کرد.فرخزاد در زمینه موسیقی نیز فعالیت داشت و ملودی‌های روز غربی را در پیوند با شعر فارسی می‌خواند مثل “آداجیو” و یا ” آیا برامس را دوست دارید؟” و گاه ترانه‌هایی مثل “آواز خوان، نه آواز” و “شهر من تهران” را خود می‌ساخت.

آلبوم‌های موسیقی بسیاری نظیر کسی میاید، خاطره یک، شب بود بیابان بود، شهر من، آفتاب می‌شود و آهنگ‌های طلائی از او منتشر شده‌است و پس از تاسیس حکومت جمهوری اسلامی پیکان تند انتقاداتش را به سمت خمینی و هوادارن خمینی یعنی افرادی امثال شما که در انجمن های اسلامی و دور باندهای قدرت آخوندها و در کنار آخوندهایی مثل ناطق نوری در وزارت کشور دهه شصت و اطراف رفسنجانی وول میخوردید نشانه گرفت و خودش در ویدیویی که در یوتیوپ هست و شما هم دیده اید علت روی آوردنش را به طنز با وجود دارا بودن مدرک دکترای حقوق سیاسی را در قالب یک شعر بیان کرد که« رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی»: و فریدون فرخزاد در زمان رفسنجانی که محبوب دل شماست همانند عبدالرحمن برومند،دکترشاپور بختیار،دکتر رضا مظلومان،دکتر قاسملو و همانند صدها هموطنی که در خارج از کشور و همانند پرونده معروف ترور میکونوس در زمان رفسنجانی ترور شدند متاسفانه توسط حکومت جمهوری اسلامی به قتل رسید.

Untitled1 !صداهای ماندگار؛ حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعی حامی‌ ناقضین حقوق بشر در لباس روشنفکر یک طنزپردازی هم میشود همچون “کریم شیره‌ای” دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه قاجار که با سرچ در گوگل مطالب راجع به او و عکس هایش را میتوانید مشاهده کنید که همانند شما به حکومت و باندهای قدرت ارتباط داشت و حتی از نظر ظاهری بویژه وقتی سبیل میگذاشتید صورت شما خیلی به او شبیه میشود و در زمان خفقان سیاسی ناصرالدین شاه قاجار که حکومتی های وابسته اش و آخوندهای درباری او را فصل الخطاب وحاکم و رهبری معظم که سخنانش را حکم حکومتی انگاشته و چاپلوسان وآخوندهای اطرافش حفظ نظام او را اوجب واجبات میدانستند و هربار که به علت سیاست اقتدارگرایش و خود محوریش و ترس از شورش های مردمی در قرارداد هایش با خارجی ها به آنها امتیاز میداد آخوندهای مواجب بگیرش در روی منبرها با وارونه جلوه دادن شرایط از مردم میخواستند که بصیرت داشته باشند و قرارداد با خارجی ها را به علت درایت و تدبیری که در هنگام بستن قرارداد ها بکار برده یک حماسه ملی و پیروزی که به معنی تسلیم قدرتهای بزرگ دربرابر ملت ایران است جلوه میدادند اما مردم که شاهد بدترشدن شرایط بودن روز به روز صدای اعتراضشان بلندتر و بلندتر میشد و در این شرایط ناصرالدین شاه قاجار به کریم شیره‌ای ماموریت دارد در قالب طنز به انتقاد از درباریان و حتی خود او بپردازد و سعی کند ضرب شدت گرفتن اعتراض های مردمی را کم کند و همزمان آزادی خواهان برانداز ناصرالدین شاه قاجار را با برچسب ها وعنوان های تحقیر کننده مورد حمله قرار دهد و کریم شیره‌ای برای اینکه به ظاهر نشان دهد که منتقد ناصرالدین شاه قاجار است با ایهام و کنایه و با شدیدترین عبارات و الفاظ طنزآمیز از سفرهای شاه قاجار که در آن زمان هزینه‌های زیادی را درپی داشت انتقاد می‌کرد و کَریم شیره‌ای از رعایت ادب به ناصرالدین شاه قاجار و مقربان درگاه و شاهزادگان معاف بود و اجازه داشت هر موقع، در هر کجا، نسبت به هر کس، هر چه دلش می‌خواهد بگوید و در بزنگاه هایی که اعتراض های مردمی اوج میگرفت به نیروهای برانداز که خواهان سرنگونی ولایت قاجر بودند در قالب طنز حمله میکرد و سعی میکرد همانند شما آقای ابراهیم نبوی مخالفان دیکتاتوری و مخالفان حکومت و معترض به ولایت قاجار را تخریب و تحقیر کند وجنایات حکومت را پنهان کند و بسیاری از مردم تازه وقتی که کریم شیره‌ای مرد و ناصرالدین شاه قاجار سه روز عزای عمومی اعلام کرد متوجه محبوبیت کریم شیره‌ای در نزد حکومت و ارتباط او با ولایت قاجار شدند.

آقای ابراهیم نبوی شما فکر میکنید وقتی که شما بمیرید بعد از سالها شرح حال و عکس شما را که همانند کریم شیره ای به باندهای قدرت حکومتی متصل هستید از راه سرچ در گوگل باید پیدا کنیم و یا همانند فریدون فرخزاد که روشنفکری بر حکومت،آزادی خواه و مردمی بود همواره در یاد و خاطره مردم زنده خواهید ماند وبه نیکویی از شما یاد می شود؟! راستی آقای سید ابراهیم نبوی شما برای رسیدن به هدف خود به هر شیوه ای دست زدید و به هر شکلی خودتان را در آوردید از ریش گذاشتن تا سبیل کلفت گذاشتن تا سبیل رو از ته زدن و شال کلفت سبز از گردن تا زانو گذاشتن و بعد اون رو برداشتن تا عکس کنار بیلبورد اروتیک گرفتن وبعد برای ظاهر سازی بعنوان یک سید از خودتون در حالی که پیک مشروب دست گرفتید عکس گرفتن و عکس قر دادن خودتان را در پارتی ها منتشر کردن و بنفش شدن و کراوات زدن و بعد در همین مصاحبه افق دوباره کراوات را باز کردن و سعی کردن برای اینکه مثل آفتاب پرست به هر رنگی در آمدن که البته همه این رنگ عوض کردن ها هیچ کمکی به شما نکرد! میدانید چرا؟! چون شما مثل یک چوپ پنپه درون تهی هرکاری که میکنید که خودتان را درون آب جا بزنید اما به علت ماهیت درونیتان به بیرون پرتاب میشوید.

آقای ابراهیم نبوی به قول فریدون فخزاد” جهان میگذرد با صد تومان و بی صد تومان اما خیلی بده که آدم فاحشه مغزی باشه”. در پایان جالب است که به نظرهموطنانمان از آنجا که ابراهیم نبوی علاقه خاصی بر نامیدن هموطنانمان به القاب و الفاظ گوناگون دارند و برای خود عنوان ” داورخان”! را برگزیده اند به نظر شما ابراهیم نبوی شایسته و برازنده چه نام و عنوانی است؟ قضاوت با شماست. محمد رستگار ۳۰ دی ۲۰۱۴

محمد رستگار

۲۹ دی‌ ۱۳۹۲

 

 

This entry was posted in armando96 and tagged . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s